السيد الطباطبائي ( مترجم : كرمانى )
54
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى )
فصل سوم : توجه خاص اسلام به جامعه بدون شك اسلام تنها دينى است كه با صراحت پايهء بناى دعوت خود را بر اجتماع گذاشته و در هيچيك از شئون خود ، امر جامعه را به اهمال واگذار نكرده است . شما اگر خواسته باشيد در اين سخن بصيرت بيشترى پيدا كنيد ، به دامنهء گستردهء رفتارهاى انسانى كه تفكر از شمارش آن ناتوان است و همچنين به بخشهاى مختلف و دستههاى بىشمار آن نگاهى بيفكنيد و آن گاه ببينيد كه اين شريعت الهى ، همهء اينها را رديفبندى كرده و بر همه احاطه يافته و احكام خود را روى همه آنها توسعه داده است ، آنگاه خواهيد ديد كه راستى عجيب است . پس از آن ملاحظه كنيد كه اسلام همهء احكام خود را در قالب جامعه ريخته و روح جامعه را تا آخرين حد ممكن در آن دميده است . و بعد از آن كه در همهء اينها مطالعه كرديد ، نتيجهء مطالعهء خود را با ساير شريعتهاى حقى كه مورد عنايت قرآن كريم است ؛ يعنى شريعت نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى مقايسه كنيد تا نسبت اين شريعتها را با اسلام به چشم ببينيد و با منزلت اسلام بهخوبى آشنا شويد . اين گفته در مورد شرايعى كه مورد اعتناى قرآن كريم نيستند ، از قبيل بتپرستى ، دوگانهپرستى ، صابئين ، مانوىها و اديان ديگر آشكارتر و هويداتر است . تاريخ ، دربارهء ملل متمدن و غيرمتمدن پيشين هم غير از اين نمىگويد كه آنها نيز